آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

لباس تازه (28/11/1389)

1390/4/7 2:20
201 بازدید
اشتراک گذاری

آقا آراد ی چند روزه که برنامه ی خوابش به هم خورده ساعت ۲ شب میخوابه ۱۲ ظهر بیدار میشه دوباره یکم

آقا آراد ی چند روزه که برنامه ی خوابش به هم خورده ساعت ۲ شب میخوابه ۱۲ ظهر بیدار میشه دوباره یکم شیطونی تا ساعت ۵ بعد از اونم میخوابه تا ساعت ۸و کلا برنامه غذایی و زندگی به هم ریخته.

امروز مامانش زنگ زد و گفت که صبحونه نخورین ناهار میارم براتون۰ ۱۰ دیقه بعد مامان با کوله باری از غذا اومد خونمون آخه همسایه ایمبعد بابایی هم از مدرسه اومد پیش عشقش آراد خان حاجی باباش.مامان بابا دیروز حقوق گرفته بودن چون هر دو شون فرهنگی هستن رفته بودن ی دست لباس لیمویی  برا اراد خریده بودن البته  با ذوق فراوان آرادم کلی با لباس تازه هاش حال کردو لباسای تنش رو فورا دستور داد که: " da byar maman "  و لباساش رو پوشید و شروع کرد به بازی گوشی البته قبلش به مامان فرمودن که " nishi "یعنی مرسی.اراد تا بابا رو دید زود دوید سمتش و قبل از "saam" گفت:حاجی بابا لباش تاژه خییدم . از خوشحالییش که مهمون عزیز براش اومده به زور کمی پیشی شد برا بابا و ی لقمه از سیر قیله ی مامانی از دست بابایی خورد بابا هم خسته از کار روزانه خواست کمی استراحت کنه اراد نذاشت که نذاشت مامان و  بابا هم کاسه کوسه هاشون رو جمع کردن و رفتن خونه شون استراحت کنن۰ من موندم و باز اقا اراد

 

راستی اراد تا لباساش رو پوشید یکراست رفت سراغ اینه تا خودش رو قدی مشاهده کنه جلل الخالق ماشالا بیشتر از ادم بزرگا میفهمه .این حرف گفته د من نیست بلکه همه میگن بابام میگه پسر توء دیگه

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)